المبسوط في فقه المسائل المعاصرة: المسائل الطبية (کتاب): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{نویسنده
|نویسنده = حسن اجرایی
|گردآوری =
}}
{{جعبه اطلاعات کتاب
{{جعبه اطلاعات کتاب
| عنوان = المبسوط في فقه المسائل المعاصرة: المسائل الطبية
| عنوان = المبسوط في فقه المسائل المعاصرة: المسائل الطبية
خط ۵: خط ۱۰:
| توضیح_تصویر =
| توضیح_تصویر =
| نام‌های دیگر = المسائل الطبیه
| نام‌های دیگر = المسائل الطبیه
| نویسنده = محمد محمدی قائنی
| نویسنده = [[محمد محمدی قائنی]]
| تاریخ نگارش =
| تاریخ نگارش =
| موضوع = فقه پزشکی
| موضوع = فقه پزشکی
خط ۵۱: خط ۵۶:
ترجمه فارسی کتاب، با عنوان «پژوهشی در مسائل فقه پزشکی»، در سال ۱۳۹۴ش از سوی مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) به چاپ رسیده است. مترجمان اثر به فارسی عبارتند از: احمد رخی، محمدعلی کریمی‌نیا و محمدعلی قاسمی.<ref>[http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/3964920 «پژوهشی در مسائل فقه پزشکی»]، سایت کتابخانه ملی ایران.</ref>
ترجمه فارسی کتاب، با عنوان «پژوهشی در مسائل فقه پزشکی»، در سال ۱۳۹۴ش از سوی مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) به چاپ رسیده است. مترجمان اثر به فارسی عبارتند از: احمد رخی، محمدعلی کریمی‌نیا و محمدعلی قاسمی.<ref>[http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/3964920 «پژوهشی در مسائل فقه پزشکی»]، سایت کتابخانه ملی ایران.</ref>


وجه نامگذاری این کتاب، شباهت آن به کتاب المبسوط شیخ طوسی است؛ چرا که انگیزه شیخ طوسی از نوشتن کتاب خود، پرداختن به مباحث غیرمنصوصی بوده است که اهل‌سنت بدان پرداخته بوده‌اند اما شیعیان به آن توجهی نکرده بودند.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبية، ج۱، ص۱۲.</ref>
وجه نامگذاری این کتاب، شباهت آن به کتاب المبسوط شیخ طوسی است؛ چرا که انگیزه شیخ طوسی از نوشتن کتاب خود، پرداختن به مباحث غیرمنصوصی بوده است که اهل‌سنت بدان پرداخته بوده‌اند اما شیعیان به آن توجهی نکرده بودند (ج۱، ص۱۲).


==نویسنده==
==نویسنده==
خط ۸۹: خط ۹۴:


==مبانی==
==مبانی==
نویسنده، در بخش المدخل (کلیات) کتاب خود، سه مورد از مبانی فقهی و اصولی خویش را بیان نموده و برخی دیگر از مبانی خود را نیز در گفتگوهای رسانه‌ای اعلام کرده است؛ مواردی از جمله:
نویسنده، در بخش المدخل (کلیات) کتاب خود، سه مورد از مبانی فقهی و اصولی خویش را بیان نموده است:
 
===توقیفی بودن معاملات مانند عبادات===
===توقیفی بودن معاملات مانند عبادات===
قائنی بر این باور است که احکام معاملات هم همانند احکام عبادات توقیفی است، و در نتیجه بدون دستیابی به حکم از جانب شرع نمی‌توان صرفاً با اتکا به فهم عرفی به تبیین احکام آن پرداخت.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبية، ج۱، ص۱۵-۱۶.</ref>
قائنی بر این باور است که احکام معاملات هم همانند احکام عبادات توقیفی است، و در نتیجه بدون دستیابی به حکم از جانب شرع نمی‌توان صرفاً با اتکا به فهم عرفی به تبیین احکام آن پرداخت (ج۱، ص۱۵-۱۶).
 
===ملاک مستحدثه بودن: نامعقول بودن در عصر تشریع===
===ملاک مستحدثه بودن: نامعقول بودن در عصر تشریع===
از نظر محمد قائنی، ملاک و ضابطه مستحدثه بودن یک موضوع آن است که وجود خارجی موضوع، در عصر تشریع معقول نباشد و بنابراین نتوان از شمول یا اطلاق نص درباره آن بحث کرد، از جمله [[پیوند اعضا|پیوند]] دست انسان به کسی که آن عضو را ندارد؛ چرا که چنین امری در نظر مردمان عصر تشریع، قابل تصور و تحقق نبوده و از همین رو سؤالی در باب آن نیز طرح نشده است.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبية، ج۱، ص۱۹.</ref> وی مسائل مستحدثه را سه قسم می‌داند: ۱. اموری که درباره آنها در عصر تشریع سؤالی نشده است، اما اگر سؤال می‌شد در همان عصر قابل تحقق بود، مثل نماز و روزه در مکان‌های خاص مثل قطب شمال و جنوب،<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبية، ج۱، ص۲۰.</ref> ۲. اموری که اگر به آنها توجه می‌شد هم برای مردم قابل تصور نبود، مثل پیوند اعضای انسان مرده به انسان زنده،<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبية، ج۱، ص۲۰.</ref> و ۳. اموری که در نصوص شرعی بیان شده است، اما فقیهان به آن توجهی نکرده‌اند، مثل جواز بی‌حس کردن عضو در هنگام اجرای شلاق یا مجازات دیگر برای عدم احساس درد.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبية، ج۱، ص۲۱.</ref>
از نظر محمد قائنی، ملاک و ضابطه مستحدثه بودن یک موضوع آن است که وجود خارجی موضوع، در عصر تشریع معقول نباشد و بنابراین نتوان از شمول یا اطلاق نص درباره آن بحث کرد، از جمله [[پیوند اعضا|پیوند]] دست انسان به کسی که آن عضو را ندارد؛ چرا که چنین امری در نظر مردمان عصر تشریع، قابل تصور و تحقق نبوده و از همین رو سؤالی در باب آن نیز طرح نشده است (ج۱، ص۱۹). وی مسائل مستحدثه را سه قسم می‌داند: ۱. اموری که درباره آنها در عصر تشریع سؤالی نشده است، اما اگر سؤال می‌شد در همان عصر قابل تحقق بود، مثل نماز و روزه در مکان‌های خاص مثل قطب شمال و جنوب (ج۱، ص۲۰۲. اموری که اگر به آنها توجه می‌شد هم برای مردم قابل تصور نبود، مثل پیوند اعضای انسان مرده به انسان زنده (ج۱، ص۲۰و ۳. اموری که در نصوص شرعی بیان شده است، اما فقیهان به آن توجهی نکرده‌اند، مثل جواز بی‌حس کردن عضو در هنگام اجرای شلاق یا مجازات دیگر برای عدم احساس درد (ج۱، ص۲۱).
 
===حجیت عمومات برای مسائل مستحدثه===
===حجیت عمومات برای مسائل مستحدثه===
قائنی، با رد نظر کسانی که عمومات و اطلاقات را برای صدور احکام درباره مسائل جدید قاصر می‌دانند، به نقد دلایل آنان پرداخته و با بهره‌گیری از روایات، پنج وجه را در تأیید منظر خود بیان کرده است؛ از جمله روایاتی دال بر اینکه کتاب و سنت شامل تمام احکامی است که انسان‌ها تا روز قیامت بدان محتاجند،<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبية، ج۱، ص۷۲-۸۷.</ref> روایاتی مبنی بر اینکه احکام قرآن دائمی و متعلق به همه زمان‌ها و همه انسان‌ها است<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبية، ج۱، ص۸۷.</ref> و نیز تأکید فراوان معصومان(ع) بر نقل روایات و انتقال آنها به نسل‌های آینده.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبية، ج۱، ص۸۹.</ref>
قائنی، با رد نظر کسانی که عمومات و اطلاقات را برای صدور احکام درباره مسائل جدید قاصر می‌دانند، به نقد دلایل آنان پرداخته و با بهره‌گیری از روایات، پنج وجه را در تأیید منظر خود بیان کرده است؛ از جمله روایاتی دال بر اینکه کتاب و سنت شامل تمام احکامی است که انسان‌ها تا روز قیامت بدان محتاجند (ج۱، ص۷۲-۸۷روایاتی مبنی بر اینکه احکام قرآن دائمی و متعلق به همه زمان‌ها و همه انسان‌ها است (ج۱، ص۸۷) و نیز تأکید فراوان معصومان(ع) بر نقل روایات و انتقال آنها به نسل‌های آینده (ج۱، ص۸۹).
 
===مخالفت با فقه مقاصدی===
محمد قائنی، [[فقه مقاصدی]] را اجتهاد در مقابل نص دانسته و بر آن است که اگر عمومات تعلیلی مبنای فقه قرار گیرد، فقه جدیدی تأسیس شده و اجتهاد از مسیر صحیح خود خارج خواهد شد. به باور او، با تغییر شریعت مطابق با وضعیت اجتماعی، و بر اساس فقه مقاصدی، به‌مرور فقه و شریعت جدیدی تأسیس خواهد شد و چیزی جز نشانه‌هایی از دین باقی نخواهد ماند.<ref>[http://ijtihadnet.ir/گفتگوی-نقادانه-اندیشمندان-درباره-جای/ «گفتگوی نقادانه اندیشمندان درباره جایگاه احکام تدبیری...»]، سایت شبکه اجتهاد.</ref>
 
===اصل در احکام، مولوی بودن است===
قائنی معتقد است که اصل در احکامِ ذکر شده در روایات، مولوی بودن است، نه تدبیری و حکومتی بودن؛ چرا که ائمه نیز در مقام پاسخ، قضایای عامی صادر می‌کردند و از مردم می‌خواستند تا روایات را بنویسند تا به دست دیگران برسد. وی با این حال تدبیری بودن روایات را در صورت وجود قرائن و شواهد می‌پذیرد.<ref>[http://ijtihadnet.ir/گفتگوی-نقادانه-اندیشمندان-درباره-جای/ «گفتگوی نقادانه اندیشمندان درباره جایگاه احکام تدبیری...»]، سایت شبکه اجتهاد.</ref> وی با این حال بر آن است که احکام تدبیری پیامبر برای تمام زمان‌ها حجت است؛ چرا که حتی احکام ولایی پیامبر هم بر تمام امت، چه معاصران و چه متأخران، نافذ خواهد بود. وی این نظر خود را به روایتی از امام صادق(ع) مستند ساخته است که در باب حکم ولایی پیامبر(ص) درباره زکات است.<ref>[http://ijtihadnet.ir/گفتگوی-نقادانه-اندیشمندان-درباره-جای/ «گفتگوی نقادانه اندیشمندان درباره جایگاه احکام تدبیری...»]، سایت شبکه اجتهاد.</ref>


==مدعیات==
==مدعیات==
===جواز سقط جنین حتی بعد از دمیده شدن روح===
===جواز سقط جنین حتی بعد از دمیده شدن روح===
به‌باور [[محمد محمدی قائنی]]، اگر جنین برای مادر خطری اعم از قتل یا غیر آن داشته باشد که سقط جنین به‌معنای دفاع از خود تلقی شود، حتی اگر روح در جنین دمیده شده باشد، [[سقط جنین|سقط]] آن جایز است.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۱، ص۲۵۹-۲۶۱.</ref>
به‌باور [[محمد محمدی قائنی]]، اگر جنین برای مادر خطری اعم از قتل یا غیر آن داشته باشد که سقط جنین به‌معنای دفاع از خود تلقی شود، حتی اگر روح در جنین دمیده شده باشد، [[سقط جنین|سقط]] آن جایز است (ج۱، ص۲۵۹-۲۶۱).
 
====دلایل====
====دلایل====
وی در این باره چند دلیل را ذکر کرده است:
وی در این باره چند دلیل را ذکر کرده است:
# اضطرار موجب حلال شدن محرمات می‌شود و این اصل اطلاق دارد، بنابراین اگر جنین خطری برای مادر داشته باشد، می‌توان آن را سقط کرد، و در این باره تفاوتی نمی‌کند که روح در جنین دمیده شده باشد یا نه.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۱، ص۲۵۳.</ref>
# اضطرار موجب حلال شدن محرمات می‌شود و این اصل اطلاق دارد، بنابراین اگر جنین خطری برای مادر داشته باشد، می‌توان آن را سقط کرد، و در این باره تفاوتی نمی‌کند که روح در جنین دمیده شده باشد یا نه (ج۱، ص۲۵۳).
# با تکیه بر دو روایت درباره لزوم دفاع از نفس، سقط جنین نیز مصداق دفاع از مادر تلقی می‌شود.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۱، ص۲۵۴-۲۵۵.</ref>
# با تکیه بر دو روایت درباره لزوم دفاع از نفس، سقط جنین نیز مصداق دفاع از مادر تلقی می‌شود (ج۱، ص۲۵۴-۲۵۵).
# با تکیه بر بناء عقلا، دفاع از نفس و به‌تبع آن سقط جنینی که برای مادر خطر دارد، جایز می‌شود.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۱، ص۲۵۹.</ref>
# با تکیه بر بناء عقلا، دفاع از نفس و به‌تبع آن سقط جنینی که برای مادر خطر دارد، جایز می‌شود (ج۱، ص۲۵۹).


===ملاک مادر بودن: تولد از تخمک زن، نه پرورش جنین در شکم===
===ملاک مادر بودن: تولد از تخمک زن، نه پرورش جنین در شکم===
محمد محمدی قائنی در موضوع [[تلقیح مصنوعی]]، بر آن است که ملاک مادر بودن، تولد فرزند از تخمک زن است، و صرف پرورش کودک در شکم یک زن، منتهی به مادر بودن وی از نظر شرعی نمی‌شود.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۱، ص۳۱۵.</ref> با این حال [[سید ابوالقاسم خویی]] با استناد به آیه ظهار،<ref>مجادله، ۲.</ref> معتقد است که مادر، زنی است که جنین را در رحم خود پرورش داده است.<ref>قائنی، پژوهشی در مسائل فقه پزشکی، ج۱، ص۴۱۷.</ref>  
محمد محمدی قائنی در موضوع [[تلقیح مصنوعی]]، بر آن است که ملاک مادر بودن، تولد فرزند از تخمک زن است، و صرف پرورش کودک در شکم یک زن، منتهی به مادر بودن وی از نظر شرعی نمی‌شود (ج۱، ص۳۱۵). با این حال [[سید ابوالقاسم خویی]] با استناد به آیه ظهار،<ref>مجادله، ۲.</ref> معتقد است که مادر، زنی است که جنین را در رحم خود پرورش داده است.<ref>قائنی، پژوهشی در مسائل فقه پزشکی، ج۱، ص۴۱۷.</ref>  


====دلایل====
====دلایل====
وی در این باره وجوهی را ذکر کرده است:
وی در این باره وجوهی را ذکر کرده است:
# اصل وجود و استمرار جنین در رحم زن، نمی‌تواند منجر به صدق تولد شود؛ چرا که این امر همانند شیر دادن به نوزاد است که زن شیرده را مادر نمی‌سازد.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۱، ص۳۱۵.</ref>
# اصل وجود و استمرار جنین در رحم زن، نمی‌تواند منجر به صدق تولد شود؛ چرا که این امر همانند شیر دادن به نوزاد است که زن شیرده را مادر نمی‌سازد (ج۱، ص۳۱۵).
# فاصله و دور بودن جنین از مادر نیز به‌خودی‌خود نمی‌تواند معنای رابطه مادر و فرزندی را دچار اشکال کند.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۱، ص۳۱۵.</ref>
# فاصله و دور بودن جنین از مادر نیز به‌خودی‌خود نمی‌تواند معنای رابطه مادر و فرزندی را دچار اشکال کند (ج۱، ص۳۱۵).
# قائنی در برابر کسانی که معنای کلمه «أم» یا «مادر» را مختص به وجهی می‌دانند که جنین در شکم وی رشد یافته باشد، گفته است که چنین دلیلی مردود است؛ چرا که آنچه زن را مادر و جنین را فرزند می‌کند، ترکیب نطفه مرد و تخمک زن است و اهمیتی ندارد که پس از این، جنین در چه محیطی پرورش پیدا می‌کند.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۱، ص۳۱۵.</ref>
# قائنی در برابر کسانی که معنای کلمه «أم» یا «مادر» را مختص به وجهی می‌دانند که جنین در شکم وی رشد یافته باشد، گفته است که چنین دلیلی مردود است؛ چرا که آنچه زن را مادر و جنین را فرزند می‌کند، ترکیب نطفه مرد و تخمک زن است و اهمیتی ندارد که پس از این، جنین در چه محیطی پرورش پیدا می‌کند (ج۱، ص۳۱۵).


===جواز درمان با محرمات در اضطرار===
===جواز درمان با محرمات در اضطرار===
به باور قائنی، اگر درمان بیماری تنها با ارتکاب حرام ممکن باشد، چنین کاری جائز است؛ چرا که بنابر اصل اضطرار، هر حرامی در حالت اضطرار حلال می‌شود. با این حال وی ارتکاب محرماتی مانند تصرف در اموال دیگران یا قطع عضو دیگران برای درمان کسی را جایز نشمرده است. وی در این باره به اصل اضطرار تکیه کرده است.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۲، ص۱۵-۱۶.</ref>
به باور قائنی، اگر درمان بیماری تنها با ارتکاب حرام ممکن باشد، چنین کاری جائز است؛ چرا که بنابر اصل اضطرار، هر حرامی در حالت اضطرار حلال می‌شود. با این حال وی ارتکاب محرماتی مانند تصرف در اموال دیگران یا قطع عضو دیگران برای درمان کسی را جایز نشمرده است. وی در این باره به اصل اضطرار تکیه کرده است (ج۲، ص۱۵-۱۶).
 
قائنی در این باره اشکالاتی را مطرح کرده و به آنها پاسخ گفته است؛ از جمله در پاسخ به اینکه خداوند متعال در حرام شفا قرار نداده است، ضمن نقل یازده روایت مرتبط با آن (ج۲، ص۱۶-۱۹)، روایات را مربوط به حالت عدم اضطرار معرفی می‌کند؛ چرا که همانطور که قاعده اضطرار بر دیگر دلایل احکام حکومت دارد، بر این روایات نیز حکومت خواهد داشت (ج۲، ص۱۹-۲۰).
 
===مرگ مغزی احکام میت را به‌همراه نمی‌آورد===
کسی که دچار مرگ مغزی شده است، میت شمرده نمی‌شود و احکام میت را ندارد.


قائنی در این باره اشکالاتی را مطرح کرده و به آنها پاسخ گفته است؛ از جمله در پاسخ به اینکه خداوند متعال در حرام شفا قرار نداده است، ضمن نقل یازده روایت مرتبط با آن،<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۲، ص۱۶-۱۹.</ref> روایات را مربوط به حالت عدم اضطرار معرفی می‌کند؛ چرا که همانطور که قاعده اضطرار بر دیگر دلایل احکام حکومت دارد، بر این روایات نیز حکومت خواهد داشت.<ref>قائنی، المبسوط...: المسائل الطبیه، ج۲، ص۱۹-۲۰.</ref>
====دلیل====
به گفته قائنی، تا هنگامی که برخی از اعضای بدن انسان زنده‌اند، حتی اگر بقیه اعضا مرده باشند، نمی‌توان فرد را به‌طور مطلق میت شمرد؛ چرا که در نفی ماهیت حیات، همه افراد حیات باید نفی شده باشد. بنابراین تا زمانی که حیات و زندگی نباتی یا زندگی‌ای که اعضا را از فاسد شدن نگه می‌دارد برقرار است، از بین رفتن حیات و زندگی رخ نداده است (ج۲، ص۷۱۴).
 
وی با این حال معتقد است که از بین بردن حیاتِ کسی که دچار مرگ مغزی شده و تنها حیات نباتی دارد، حکم قتل ندارد؛ چرا که از بین بردن حیات درختی یا نباتی، صدق قتل نمی‌کند و بنابراین احکام قتل از جمله قصاص قاتل در این باره قابل اجرا نیست (ج۲، ص۷۱۵).


==فایل یا لینک کتابخانه==
==فایل یا لینک کتابخانه==
خط ۱۴۵: خط ۱۵۶:
* قائنی، محمد، المبسوط فی فقه المسائل المعاصرة: المسائل الطبیة، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۴۲۴ق.
* قائنی، محمد، المبسوط فی فقه المسائل المعاصرة: المسائل الطبیة، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۴۲۴ق.
* قائنی، محمد، پژوهشی در مسائل فقه پزشکی، ترجمه محمدعلی قاسمی و احمد رخی و محمدعلی کریمی‌نیا، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۳۹۴ش.
* قائنی، محمد، پژوهشی در مسائل فقه پزشکی، ترجمه محمدعلی قاسمی و احمد رخی و محمدعلی کریمی‌نیا، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۳۹۴ش.
[[رده:مقاله‌های حسن اجرایی]]
[[رده:کتاب‌‌های فقه پزشکی به زبان عربی]]
[[رده:مقالات کتاب‌شناسی]]